یـادگــــــــــــار
از سمت من که اینجوریه .. .. از طرف اون .. چیزی نشون نمیده هنوز ! .. بی حوصله ام ! .. عصبی ام ! .. یه جوری نجاتم بده از این وضعیت .. .. آی غریبه آشنا .. آهای .. خدا ا ا ا ا پناه بر تو .. از هر آنچه بی داد است .. پناه بر تو .. از هر آنکه نادان است .. پناه بر تو .. از آنچه سینه ام را می فشارد .. پناه بر تو .. از آن رو که توان زیستن بر من تنگ شده .. پناه بر تو .. که آنچه می بینم را روحم بر نمی تابد .. پناه بر تو .. از این همه نا هنجار .. از این همه .. آه .. از آنچه سینه ام را می فشارد .. پناه بر تو .. از بی صبری من .. پناه بر تو .. اگر که نادانم .. اگر که اینها همه از نادانی من است .. اگر که دیگران می فهمند و من نافهمم .. پناه بر تو .. اگر هر آنچه می بینم اصالت و فرهنگ و انسانیت است و من در حضیض جهالت .. پناهم ده .. توانی نیست در سخن .. توانی نیست بر نگریستن .. و حتی بر گریستن .. .. .. آه .. پناه بر تو .. که نمی دانم صبوریت کی لبریز می شود .. پناه بر تو .. که می دانم گناهم چیست .. که می دانم .. و این گناه من است .. دانستن و هیچ نکردن ! .. دانستن و چشم بر بستن .. دانستن و .. .. آه .. آه .. پناه بر تو .. از آنچه سینه ام را می فشارد .. می دانم .. این که بر ما می گذرد .. عذاب آنچه است که با خود کردیم و
با دیگری .. می دانم .. .. می دانم .. ما ظالمان .. و ضالین .. هستیم .. و .. ای داد .. " ای آه و حسرت همیشگی " .. که من هیچ نمیدانم چه باید
کرد .. که من چون از رحمت تو نومید شدم .. لباس نادانان به تن کردم و چشم
بستم از آنچه حقیقت است .. .. و دم نمی زنم .. .. از آنچه سینه ام را می
فشارد .. پناه بر تو .. که هرگاه که پر نیازم .. به سوی توام .. پناه بر تو .. از آنچه عذاب این دنیاست .. پناه بر تو .. که از کثرت آنچه در کلام و رفتارهاست و .. می بینم ..
نمی دانم اینها خوب اند و این خوبیست یا آنچه پیشتر بود .. نمی دانم ..
آیا زمانه بیش از آنچه ساعت و سال نشان می دهد گذشته .. یا اینجا سرزمین
دیگریست یا ارواح دیگری در ما دمیده شده .. پناه بر تو .. از ظلمی که می رود بر آنان که ظالم نیستند .. .. همان اندک خوبان مهجور روزگار .. همانان که اگر از زمینیان روی برنگردانیدی .. .. دلیلند .. پناه بر تو .. ای خدای خوبان .. بی صبرم .. از آنچه می گذرد .. .. و نمی گذرد .. مرا دریاب .. .. روح آشفته و در عذابم را دریاب .. .. عذاب این دنیایم را سخت گرداندی .. .. سپاس .. .. .. از بی صبری .. این عذاب به مرگ می انجامد !

